پیوندها

آمار بازدید کنندگان
بازديدکنندگان اين صفحه: 394
بازديدکنندگان امروز: 10
کل بازديدکنندگان: 4221
بازديدکنندگان آنلاين: 10
زمان بارگزاري صفحه: 0.3276 ثانيه
اخبار > قیاس ناروا


  چاپ        ارسال به دوست

قیاس ناروا

به مرد ناشنوایی خبر می دهند که همسایه اش در بستر بیماری آرمیده است. ناشنوا با خود گفت: حق همسایگی آن است که به عیادتش بروم، ولی مشکل این است که من نمی توانم صدای او را بشنوم. او با خود چنین قیاس و چاره جویی کرد که وقتی من نزد او رفتم، به ناچار باید سخن بگویم. او هم جواب مرا می دهد و از حرکت لب هایش می توانم تشخیص دهم که چه می گوید و در جواب باید چه بگویم. از این رو، پرسش و پاسخی در ذهن خود یافت و با این خیال به عیادت همسایه بیمار رفت و این گونه دل جویی کرد:

«حالت چطور است؟» بیمار پاسخ داد: «از درد دارم می میرم».

مرد ناشنوا گفت: «خدا را شکر!» دوباره پرسید: «غذا چه می خوری؟»

بیمار که ناراحت شده بود، گفت: «زهر!» مرد ناشنوا گفت: «نوش جانت باد!»

سپس پرسید: «پزشک تو کیست؟» بیمار گفت: «عزرائیل!» مرد ناشنوا گفت: «قدمش مبارک باشد!»

از این حکایت پی می بریم به اینکه:

چشم های بینا و گوش های شنوا، موهبتی هستند ارزشمند که خداوند برای بهره گیری درست از زندگی مادی و معنوی و رسیدن به کمال و رستگاری و سرانجام به سعادت دنیوی و اخروی، در اختیار انسان قرار داده است. چنان که قرآن، شنوایی و بینایی را از ویژگی های انسان می داند و می فرماید:

«ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم و او را می آزماییم. از این رو، او را شنوا و بینا قرار دادیم». (انسان: 2)

آری، گوش های شنوا و دیدگان بینا، از ویژگی های انسان جویای حقیقت است که در تشخیص حق از باطل و نیز درک درست مفاهیم و حقایق، همواره یار و مددکار اویند. همچنین توجه در به کارگیری این هر دو نعمت، در رویارویی با گرفتاری ها و مسائل زندگی بسیار مهم است.

حتی ممکن است به دلیل بی توجهی به هر کدام، با قیاس های ناروا و احتمالات نابه جا انسان به پیش داوری های خلاف و برداشت های نادرست وادار شود. و از این رهگذر است که فلاسفه گفته اند: «کسی که حسی را از دست بدهد، در واقع علمی را از دست داده است».

در واقع، به یاری دیدگان بینا و گوش های شنواست که به درک درستی از حقایق و واقعیت های زندگی می توان رسید.

در این حکایت زیبا نیز مولانا سخن از مرد نیکوکاری به میان آورده که از نعمت شنوایی محروم است، ولی با تکیه بیش از حد به قدرت بینایی خود، به قیاس های ناروا درباره گفته های همسایه بیمارش پرداخته و برای درک مفهوم و حقیقت سخنان او دچار کج فهمی شده است. با این حال، او چنین می انگارد که آداب دوستی و همسایگی را به درستی رعایت کرده است. غافل از آنکه قیاسش نه تنها او را به حقیقت نرساند، بلکه سبب گمراهی اش هم شد و به جای آرامش بخشی به بیمار، موجب آزار و اذیت وی شد و خود را نیز به جای عبادت، به معصیت ناخواسته واداشت.

گفت رنجور این عدوی جان ماست ما ندانستیم کاو کانِ جفاست

خواجه پندارد که طاعت می کند بی خبر از معصیت جان می کند

پیام متن:

ای بسا اعمالی که آدمی خیال می کند ثواب است، در حالی که گناهی بیش نیست


٢١:٣٤ - 1391/12/12    /    شماره : ١٠٨٤٧    /    تعداد نمایش : ٩٩



خروج